حسين مدرسى طباطبائى

51

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

شهر قزوين آن‌طور كه از قرائن و شواهد متعدد و نقل مطلعان محلى استنباط مىشود همانند معدودى ديگر از بلاد قديم ايران از مناطقى است كه بسيارى از اسناد مكتوب قديم مربوط بدان از تصاريف زمان مصون‌مانده و اكنون شمارى قابل توجه از اين‌گونه مآخذ اصيل تاريخى به تفاريق در خاندان‌هاى قديم شهر و در دست افراد باقىمانده كه همت به گرد آوردن و حفظ آنها - دست‌كم از راه عكس‌بردارى و نشر متون و تصاوير - خدمتى ارجمند به تاريخ آن منطقه است . در كتاب « مينودر يا باب الجنهء قزوين » چند سندى از اين جمله در تضاعيف كلام به مناسبات ذكر شده و يا متن آن نقل گرديده است . از آن جمله طومار موقوفات مسجد جامع است كه متن آن در ذيل سخن از همين مسجد در كتاب مزبور نقل شده است « 1 » . آن‌طور كه از اين سند به روشنى پيداست « 2 » مسجد جامع قزوين اسناد و احكام بسيار زيادى دارد كه چون خاندان متولى آن به نحو مستمر چند صدسالى عهده‌دار مهم تصدى و توليت بوده و ذيل خاندان تا به روزگار ما نيز رسيده است ، بنابراين بدون ترديد مجموعهء بسيار مهمى از اين

--> ( 1 ) . مينودر : 515 - 520 . ( 2 ) . به لحاظ شمار عظيم موقوفات مسجد ، با توجه به اينكه موقوفه و منصب موروثى از عوامل مهم « سندساز » در مناطق بوده‌اند .